سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی

بیدوی (روستایی زیبا در شهرستان زاوه ، خراسان رضوی)
بسم الله الرحمن الرحیم 

بنام خالق زیبائیها


ستارگان همیشه درخشان آسمان روستای بیدوی

چشم انداز اصلی روستای بیدوی

رنگین کمانی زیبا بر بالای تیغ پیرزن روستای بیدوی


[ دوشنبه 92/3/20 ] [ 12:19 عصر ] [ حسین میرزابیگی ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم 

امروزه شاید یکی از مشکلات و معضلات اجتماعی ما آدمها مسئله­ی تشابه اسمی باشد که بعضا در این رابطه به مشکلاتی نیز بر می خوریم ، البته بعضی نامها و نام خانوادگیها  چون تکرار بیشتری دارند و افراد بیشتری به آن نامیده می شوند ، مشکلات بیشتری دارند  ، در این میان فامیل میرزابیگی شاید به ظاهر و بخصوص در برابربعضی فامیلها ، فامیل بزرگی به نظر نیاید و اینجانب نیز در ابتدای جوانی که سری پرشورتر داشتم و اهل مطالعه نیز بودم از طرفی در پی تغییر نام خانوادگیم بودم و از طرفی فکر می کردم فامیل منحصر به فردی داریم که شاید بجز از روستای خودمان در جای دیگری مرسوم نباشد ولی وقتی در فرهنگ لغات معانی بزرگ آن را دیدم از تغییر آن صرف نظر کردم و بعدها نیز متوجه شدم که این فامیل آنچنان هم منحصر به فرد نیست و در استانها و شهرهای زیادی گسترده است ...        

هیچوقت یادم نمی رود برای اولین بار در پائیز 1361 بعد از عملیات مسلم بن عقیل در بلندیهای مشرف بر سومار مستقر بودیم ، متوجه شدم که یگان هوابرد شیراز هم در کنار ما مستقر است ، از آنجا که یکی از دوستانم بنام علی دلشب در آن یگان بود برای ملاقاتش رفتم ، وقتی خودم را معرفی کردم و سراغ دوستم را گرفتم یکی از سربازها گفت : یک نفر میرزابیگی هم داریم ، دوست دیگرم آقای ابراهیم میرزابیگی نیز در همان یگان خدمت می کرد که در اردیبهشت همان سال به شهادت رسیده بود ، فکر کردم ایشان را می گوید ، تا خواستم چیزی بگویم ، صدا زد میرزابیگی و سرباز دیگری بنام میرزابیگی آمد که متوجه شدم از بچه های استان فارس می باشد . و بعدها ، بخصوص در فضای مجازی بیشتر پی به بزرگی و گستردگی این فامیل بردم و بخصوص که افراد این فامیل با همه  پراکندگی چه از نظر ظاهری و چه از نظر رفتاری شباهتهای زیادی با هم دارند.         

در اینجا برای نمونه به گوشه ای از این موارد که اینجانب  نویسنده­ی این سطور ، حسین میرزابیگی فرزند اسماعیل و ستاره، به آن برخورده ام و آنهم بیشتر در مورد « حسین میرزبیگی » اشاره می کنم :

1-      از همان ابتدای ورود به مدرسه دوست دیگری هم با من همکلاس بود با نام حسین میرزابیگی هر دو متولد 1344 و با توجه به اینکه سجلی در آن زمان سالی یکبار به روستا می آمد و برای همه ی بچه هایی که در آن سال به دنیا آمده بودند سجل یا همان شناسنامه صادر می کرد شماره ی شناسنامه ی ما هم چند شماره ای با هم اختلاف داشت که این شده بود معضلی و تا پایان سال سوم راهنمایی که با هم بودیم این مشکل را داشتیم هرچند در مدرسه ی ابتدایی چون فامیل همه میرزابیگی بود با اسم پدر صدا می زدند که من بودم حسین اسماعیل و دوستم حسین عباس ولی در دوره ی راهنمایی می گفتند میرزابیگی اسماعیل و میرزابیگی عباس و ... ( در حال حاضر هم در مدارس روستای بیدوی دانش آموزان را با همان پسوند نام پدر صدا می زنند نه با نام خانوادگی )  

2- - چند سال پیش سه نفر باهم به محفلی رفتیم من ( حسین میرزابیگی ) و عمویم که نامش حسین میرزابیگی و یکی دیگر از دوستان که او هم حسین میرزابیگی می باشد ، وقتی اعضای محفل پرسیدند کدامیک حسین میرزابیگی هستید ، دوستمان که راننده است با یک ضرب المثل روستایی و با خنده گفت : من حسین و این حسین و اون حسین ، هرسه حسینیم یا حسین ... البته محفل محفل قرآن و دعا بود !

3- - چند سال پیش در روستا خانه­ی کوچکی خریدم ، این خانه از سمت غرب به کوچه می خورد ، از جنوب به منزل حسن میرزابیگی ، از شمال به منزل حسین میرزابیگی فرزند علی رضا و از شرق به منزل حسین میرزابیگی فرزند اسماعیل و جالب اینجاست که تشابه اسمی من با این همسایه بیشتر از اینهاست به این صورت که نام پدر و پدربزرگهای ما هم یکی می باشد : حسین میرزابیگی فرزند اسماعیل فرزند علی و ... هر چند از نظر سن و سال و دیگر مشخصات تفاوتهای زیادی داریم

-  از سه عضو شورای اسلامی روستای بیدوی دو نفر نامشان حسین میرزابیگی است و نفر سوم عباس میرزابیگی

5-دو نفر راننده­ی اتوبوس داریم که هردو نامشان حاج حسین میرزابیگی می باشد و نام تنها برادرشان علی میرزابیگی و نام پدرشان محمد یوسف که یکی در جاده تربت حیدریه به تربت جام و یکی در جاده تربت حیدریه به روستای بیدوی کار می کنند.

6- - چند وقت پیش نامه ای را سه نفر می خواستیم امضا کنیم که هر سه حسین میرزابیگی بودیم ...

7-  -   چند وقت پیش در صف نماز جماعت مسجد جامع روستا نشسته بودم ، وقتی به سمت راستم نگاه کردم دیدم چهار نفر حسین میرزابیگی دیگر هم به ترتیب نشسته اند  

8-    -  پسر عمویی دارم که ایشان هم حسین میرزابیگی بودند ولی چند سال پیش نام خانوادگی فروغی زاده را برای خود برگزید و بدین ترتیب یک نفر از حسین های میرزابیگی کاسته شد !

9-   - آخرین اتوبوسی که امسال برایشان روایتگری کردم از شهر خودمان ( زاوه ) آمده بود و راننده­ی آن حاج حسین میرزابیگی بود یعنی هم راننده و هم راوی هر دو حسین میرزابیگی

-   - آنچه در این نوشتار به آن پرداختم مربوط به اهالی روستای بیدوی شهرستان زاوه (تربت حیدریه ) خراسان رضوی می باشد که فامیل حدود 90/0(نوددرصد )مردم آن میرزابیگی می باشد و گرنه فامیل بزرگ میرزابیگی در شهرهای مختلفی مثل تهران ، مشهد ، تربت حیدریه ، کاشان ، کرمان ،رفسنجان ، کرمانشاه ، قصر شیرین ، همدان ، ملایر ، محلات ، ایلام ، استان فارس و... گسترده اند بعنوان مثال اگر در اینترنت نام حسین میرزابیگی را سرچ نمائید دو نفر بیشتر از بقیه به چشم می خورند ، یکی جناب آقای مهندس حسین میرزابیگی اهل کرمان و از مسئولین جهادکشاورزی کرمان که عکس ایشان می آید و دیگر این حقیر حسین میرزابیگی اهل تربت حیدریه (زاوه) نویسنده و پژوهشگر که بیشتر کتابها و عکسهای مربوط به مطالب من می آید ، جالب اینکه چند سال پیش در خرمشهر وقتی می خواستم بعنوان راوی سوار اتوبوسی شوم ، مسئول اتوبوس وقتی نام میرزابیگی را برد دیدم یک نفر دیگر هم جواب داد ، وقتی بیشتر با این آقای میرزابیگی آشنا شدم متوجه شدم ایشان جواد آقا فرزند همان جناب مهندس میرزابیگی کرمانی می باشد که در اینترنت گروه سایبری افسران جنگ نرم را اداره می کنند و از همان دیدار دوستیمان پایدار شده است .

     - و نکته ی جالب دیگر ( و برای تبرک ) اینکه وقتی نام شهدای میرزابیگی را سرچ کردم از حدود 14-15 شهیدی که به نام میرزابیگی پیدا کردم نام سه تن ابراهیم میرزابیگی بود 1- ابراهیم میرزابیگی از روستای بیدوی زاوه 2- ابراهیم میرزابیگی از مشهد 3- ابراهیم میرزابیگی از ایلام

-   - و جالبتر اینکه در آخرین ساعاتی که این مطلب را می نوشتم بعد از مدتها سری به نظرات ارائه شده در وبلاگ بیدوی زدم ، در پایان مطلبی که برای شهید علی اصغر میرزابیگی نوشته بودم این نظر رائه شده بود: « علی اصغر میرزابیگی     شنبه 3 فروردین 1392 11:11                                    اینجانب تعجب میکنم چون اسم وفامیلم وتاریخ تولدم و منطقه عملیاتیم همه شبیه این بزرگوار است خدا رحمتش کنه و شفیع ما شود جالبه که اسم برادرم نیز اکبر است تماس من... میباشد » و البته در روستای ما شاید 5-6 نفر دیگر هم اصغر میرزابیگی باشند که اسم برادر بزرگترشان اکبر میرزابیگی است ...

 *این مقاله تحت تاثیر مقاله « کژتابی های ذهن و زبان » استاد بهاءالدین خرمشاهی در ضمیمه­ ی فرهنگ و ادب روزنامه اطلاعات که این روزها منتشر می شود ، نگاشته شده است .

 


[ شنبه 92/3/18 ] [ 7:28 عصر ] [ حسین میرزابیگی ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمن الرحیم

آقای حسین میرزابیگی فرزند مرحوم کربلایی علی ، یکی از پایه های ثابت شورای روستا بیدوی بوده که از دور سوم به عضویت شورا در آمده و حدود 25 سال در خدمت مردم روستای بیدوی بوده اند ، بطوری که به «حسین شورا » معروف شده اند ، حسین شورا برای مردم روستای بیدوی و بزرگان  منطقه نامی آشنا می باشد ، از خصوصیات خوب آقای حسین شورا این است که با اینکه سنی از ایشان گذشته ، همیشه می خندد و در همه ی مسائل و مجالس روستا از جمله مجالس عیش و عزا و غم و شادی و عقد و عروسی مردم درکنار آنها بوده و بیشتر میدان دار مجالس آنها می باشد در جلسات مذهبی جوانان شرکت می کند و درب منزلش بروی همه چه مردم و چه مسئولین همیشه باز است و به هرجا او را  دعوت کنند چه دوست و چه دشمن می رود و در مشکلات و اختلافات مردم ریش سفیدی می کند و همه ی اینها را با صبر و حوصله انجام می دهد ، در روستا در کنار کار کشاورزی ، آسیابانی و قصابی می کند و سعی می کند بهترین گوشت را با ارزانترین قیمت ممکن در حدی که ضرر نکند به مردم برساند . وقتی به روستا می روم بعنوان تنها عمویم به دیدارشان می روم هیچوقت سرشان را خلوت نمی بینم و گاها می بینم که زن و مرد روستایی با داد و فریاد مشکلاتشان را مطرح می کنند و ایشان با و آرامش و لبخند آنها را قانع می کند ، در آخرین باری که به روستا رفته بودم زمزمه ای بود که اعضای شورا باید دیپلم داشته باشند و همچنین زمزمه ای که هر دوره عضویت شورا یک مقطع تحصیلی حساب می شود ، وقتی حساب کردیم دیدیم اگر اینطور باشد تحصیلات ایشان دکترا می شود! ولی مردم روستا ناراحتیشان از این بود که اگر شرط دیپلم باشد و دوره های شورا هم حساب نشود یکی از خدمتگذاران واقعی خود را از دست می دهند و هیچ کس نمی تواند جای حسین شورا را بگیرد که البته طبق آخرین خبرها ظاهرا شرط سواد برای شورای روستاها برداشته شده است و  حسین شورا علیرغم اعلان اولیه­ شان که دیگر نمی­خواهد  شورا شود ، باز هم ثبت نام کرده و انگار همانطور که مردم به ایشان عادت کرده ­اند ایشان هم به شورا و مردم با همه­ ی مشکلاتشان عادت نموده اند .  برای حسین شورا و همه­ ی خدمتگذاران واقعی مردم آرزوی طول عمر همراه با سلامتی و موفقیت می نمایم .در ادامه عکسی از حسین میرزابیگی شورا(با پیراهن تیره )و خودم (با پیراهن سفید) مشاهده می نمائید

 

 

 

 


[ چهارشنبه 92/3/1 ] [ 12:27 عصر ] [ حسین میرزابیگی ] [ نظرات () ]

بسم الله الرحمنالرحیم                                                                                                                                                                                                                                 بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و روی کار آمدن حکومت اسلامی در ایران به رهبری امام خمینی (ره) اداره روستاها به دست شوراهای منتخب مردم افتاد که تا کنون این شوراها شش دوره را پشت سر گذاشته اند ، البته روش انتخابات و تعیین اعضای شورا تا دوره ی سوم بر عهده ی مدیریت شوراهای روستایی جهادسازندگی بود ه است و بعد از آن اعضای شورا با رای مردم انتخاب می شدند ، در روستای بیدوی نیز مثل دیگر روستاهای کشور این اعضا از میان معتمدین مردم انتخاب می شدند ، در اینجا نگاهی اجمالی به این شش دوره و اعضای آن می نمائیم :

دور اول: محمد رضا میرزابیگی ، حاج اسماعیل میرزابیگی ، مصیب میرزابیگی ، حسن میرزابیگی (حاج علیرضا ) ، غلامرضا عمرانی

 دور دوم : محمد رضا میرزابیگی ، حاج اسماعیل میرزابیگی ، مصیب میرزابیگی ، ملاحسن میرزابیگی ، ملا علیمراد میرزابیگی

سوم : ملاحسن میرزابیگی ، ملا علیمراد میرزابیگی ملاسلیمان میرزابیگی ، عزیزالله میرزابیگی ، حسین میرزابیگی (شورا)

دور چهارم : برگزاری انتخابات شورا ها ، ملاحسن میرزابیگی ،حاج اسماعیل میرزابیگی ،حسین میرزابیگی (شورا)

دور پنجم : محمدرضا میرزابیگی ، حاج اسماعیل میرزابیگی ، حسین میرزابیگی (شورا)

دور ششم : در حال حاضرآقایان حسین میرزابیگی (شورا ) حاج حسین میرزابیگی و عباس میرزابیگی فرزند مرحوم محمدرضا عضو شورا می باشند .

با توجه به گفته های آقای ملاحسن میرزابیگی در اواسط دور اول شورا آقایان حسن میرزابیگی و غلامرضا عمرانی استعفا می دهند و ایشان از طرف حاج آقا حسینی (از مسئولین امور شوراهای جهادسازندگی تربت حیدریه )  به عضویت شورا درمی آیند ، همچنین بعد از پایان دور سوم شورا انتخابی صورت نمی گیرد و این دوره بیش از ده سال به کار خود ادامه می دهد ، همانطور که دور ششم نیز که هم اکنون با آن همزمان هستیم ، با توجه به تغییر زمان انتخابات شش سال به طول می انجامد ، با توجه به آنچه گذشت اعضای شورای روستای بیدوی در این شش دوره به ترتیب مدت عضویت در شورا به ترتیب زیر می باشند :                              

1  حسین میرزابیگی (شورا ) چهار دوره 24 سال

ملاحسن میرزابیگی سه دوره 20 سال *

3.  ملا علی مراد میرزابیگی دو دوره 14 سال          

4   محمدرضا میرزابیگی 3 دوره 12 سال

5. حاج اسماعیل میرزابیگی 3 دوره 12 سال

6   ملا سلیمان میرزابیگی یک دوره 10 سال

7   عزیزالله میرزابیگی یک دوره 10 سال

حاج حسین میرزابیگی یک دوره 6 سال

9   عباس میرزابیگی یک دوره 6 سال

    حسن میرزابیگی (حاج علیرضا ) دوره اول 2 سال

1   غلامرضا عمرانی دوره اول 2 سال

لازم به توضیح است که در این میان آقای حسین میرزابیگی فرزند مرحوم کربلایی علی با توجه به سابقه ی طولانی عضویت در شورا به « حسین شورا » معروف شده اند .

*در روستای بیدوی معمولاٌ به قاریان قرآن ، موذن ها و مداحان معروف « ملا » اطلاق می شود .

 


[ دوشنبه 92/2/30 ] [ 5:43 عصر ] [ حسین میرزابیگی ] [ نظرات () ]

 

بسم الله الرحمن الرحیم

به بهانه سی و یکمین سالگرد شهادت دوستان شهیدم ، شهید احمدرضا آقابیگی وشهید ابراهیم میرزابیگی 

 

1- شهید ابراهیم میرزابیگی        2- شهید احمدرضا اقابیگی

 

  سی و یک سال پیش در چنین ایامی دانش آموز کلاس سوم راهنمایی بودم در مدرسه ی راهنمایی شهید نواب صفوی روستای قلعه آقاحسن که 12 کیلومتر با روستای بیدوی فاصله دارد ، این مدرسه بعنوان اولین مدرسه ی راهنمایی منطقه ، چهار- پنج سالی بود تاسیس شده بود و دانش آموزان روستاهای اطراف همه به آنجا می آمدند از جمله از روستای ساق و بیدوی و کاهیجه و نصیرآباد و فیروز آباد و محمدآباد و ... در این ایام در جنوب و غرب کشور دفاع مقدس در جریان بود و هر از چندگاهی شهیدی می آوردند و اولین شهیدی هم که به منطقه ی زندگی ما آوردند و ما بیشتر و عینی تر با معنی شهید و شهادت آشنا شدیم ، شهید غلامرضا عمرانی بود از روستای ساق که در بهمن 1359 به شهادت رسیدند و ...     و اما در اردیبشهت 1361 عملیات «الی بیت المقدس » در جریان بود که منجر به آزادی خرمشهر شد ، در این عملیات دو نفر از دوستان ما هم به شهادت رسیدند نفر اول شهید احمدرضا آقابیگی از روستای ساق که هم از آشنایان بود و هم یکی از اولین دانش آموزان مدرسه راهنمایی نواب صفوی که تاریخ شهادتشان 21 اردیبهشت 1361می باشد- خاطرات تلخ و شیرین این مدرسه را به فرصت دیگری می گذارم - نفر بعدی شهید ابراهیم میرزابیگی بود از روستای بیدوی ، همسایه ی دیوار به دیوارمان که خاطرات زیادی از او دارم و هیچوقت چهره و قامت و حرکاتش ، بخصوص شوخیهای بامزه اش را از یاد نمی برم و دیوار اتاقم را که بالا را رنگ سفید زده بود و پائین را رنگ سبز ، ایشان در 28 اردیبهشت 1361 به شهادت رسیدند ، وقتی خبر شهادت ابراهیم را شنیدیم در مدرسه بودیم و از آنجا تا بیدوی طبق معمول این 12 کیلومتر را با دیگر دانش آموزان پیاده می رفتیم ، برادرزاده ایشان آقای اکبر میرزابیگی و خواهر زاده شان آقای اصغر عمرانی هم با ما بودند که سعی می کردیم در بین راه آنها را دلداری بدهیم ، زندگینامه این شهید عزیز را هم در وبلاگ قبلی بیدوی نوشته ام و هم در کتاب « مردانه در میدان » که پشت جلد همین کتاب را در حاشیه  وبلاگ قرار داده ام ، از چند سال پیش با چندتن از دوستان تصمیم گرفتیم هر پنج سال یک یادواره برای شهدای روستا برگزار نمائیم که اولین یادواره را در اردیبهشت سال 1385 همزمان با بیست و چهارمین سالگرد شهادت این شهید عزیز که اولین شهید روستا می باشد برگزار کردیم و در آن یادواره کتاب « ترکشهای روح » را که شامل چهل قطعه ی ادبی در رابطه با مسائل ارزشی و بخصوص دوستان شهیدم می باشد تقدیم شرکت کنندگان کردم و دومین یادواره را در آبان ماه 1390 در سالروز شهادت دومین شهید روستا یعنی شهید حاج مختار آقابیگی و در این یادواره کتاب « مردانه در میدان » را که شامل زندگینامه ی شهیدان روستا و حضور رزمندگان روستای بیدوی در جبهه ها و چند خاطره از رزمندگان روستا... و انشاءالله بر آنیم سومین یادواره را در مرداد 1395 در سالروز شهادت سومین شهید روستا یعنی شهید اصغر میرزابیگی برگزار نمائیم و کتاب خاطرات رزمندگان روستا را برای آن مراسم در دست تهیه داریم که در همینجا از همه رزمندگان و منصوبین به رزمندگان و همه جوانان دعوت مینمائیم خاطرات خود و آشنایانشان که رزمنده بوده اند را جمع آوری کرده و به آقای احمد میرزابیگی در مخابرات روستا تحویل دهند ، می خواستم در ابتدای راه اندازی وبلاگ برای تبرک یادی از شهید ابراهیم میرزابیگی کرده باشم که در آستانه ی سی و یکمین سالگرد شهادتشان می باشیم ، که مطلب کمی طولانی شد و به یاد دیگر شهدا هم کشید ، یاد امام و شهدا گرامی و راهشان پر رهرو ...

 


[ یکشنبه 92/2/22 ] [ 7:53 صبح ] [ حسین میرزابیگی ] [ نظرات () ]


.: Weblog Themes By SibTheme :.

درباره وبلاگ

با سلام در این پست بشتر مطالب مربوط به زادگاهم روستای بیدوی bidvey ارائه می گردد ، لازم به توضیح است که چون در وبلاگ بیدوی از نظر فنی به مشکل خوردم این وبلاگ را راه اندازی نمودم ، تصویر دورنمایی از روستای بیدوی با سه شهید سرافرازش شهید ابراهیم میرزابیگی ، شهید حاج مختار آقابیگی و شهید علی اصغر میرزابیگی (با چفیه)
موضوعات وب
آرشیو مطالب
امکانات وب


بازدید امروز: 1
بازدید دیروز: 0
کل بازدیدها: 8265